در حضور دیگران میگویم تو محبوب من نیستی و در ژرفای وجودم میدانم چه دروغ
ی گفتهاممیگویم میان ما چیزی نبوده استتنها برای اینکه از دردسر بهدور باشیمشایعات عشق را، با آن شیرینی، تکذیب میکنم و
چرا همه از مهربونیه من سواستفاده میکنن؟ مگه من چیکار کردم که انقدر باید اشک بریزم؟ چرا هیچ کس به فکر دل من نیست؟ چرا هر کی از راه میرسه فقط فکر اینه که از من سو استفاده کنه؟ خسته